25 ژوئن 2011
نوشتههای من را از این پس در
ببینید.
نوشته شده در روزمره نویسی |
بیان دیدگاه »
8 ژوئن 2011
lنمایشـــــــــــــگاه نقاشی l
l سُــــــــــــــــــــــــــــــــــو۫ز l
l نوزده تا بیست و پنج خرداد l
l فرهنگسرای طوبــــــــــــــا l
l نگارخــــــــــــانه گرمساری l
l افتتاح : پنج شنبه 19خرداد l
l ساعت شش عصـــــــــــــر l
نوشته شده در هنرهای تجسمی |
بیان دیدگاه »
6 ژوئن 2011
- قطعهی گل وصل “فاضل پیش” را دوست دارم. و این پیش درآمد آن چیزی است که میخواهم در این یادداشت به آن بپردازم. موسیقی جز ذات طبیعی هرمزگان است. مثل دریا که چون طبیعت است. بدون دخالت و نیاز به عنصر بیرونی زیست خود را دارد. ماهی کوچک دارد برای خوراک ماهی بزرگ، جلبک دارد برای ماهی کوچک، باد دارد برای کشتی. موسیقی هم چنین وضعیتی را دارد برای هرمزگان. و کمتر هنری است که این امتیاز را داشته باشد. آواهای خوب دارد. سازهای خوب دارد. نوازنده خوب دارد. ترانهسرای خوب دارد. خواننده خوب هم دارد. وهمه اینها نتیجه تجربهی شخصی هنرمند و ذات طبیعی موسیقی در هرمزگان است. والبته این «خوب» شاید به مرتبه «بی نظیر» هم برسد در سطح بالاتر وقتی به موسیقی محلی این سرزمین و سازها و آوا های منحصر به فردش بیاندیشی.
- اما روی صحبت من با موسیقی امروز و پاپ استان است که من آن را موسیقی بازاری میدانم موسیقی که خیلی راحت, لوکس و سریع آماده و عرضه میشود و رقابت آنقدر بالا و بازار پر رونق است که هر روز که از خواب بیداری میشوی قطعه تازه و نام تازهی به لیست خوانندگان تک قطعه وتک بیت اضافه میشود. قطعاتی که متاسفانه در مقام موسیقایی هیچ چیز تازهای در بیشتر اوقات ندارند. هر قطعه مثل درست کردن یک پازل با تکههای واحد است. شاید در وهله اول به دلت بنشیند اما خوب که دقت میکنی، میبینی هر تکهاش از جایی میآید که آشناست جنس صدا، موسیقی و تنظیم را که کنار هم میگذاری تازه میفهمی چه مشق خوبی از کار در آمده این قطعه به اصطلاح تازه! و انگار همه بر اساس فرمول مشخصی قطعهی خودشان را آماده میکند. که به قول نیمای بزرگ» کاری که هر کسی بکند دیگر هنر نیست». و شاید بتوان اسم آن را صنعت گذاشت (صنعت قطعه موسیقی سازی!)
- متاسفانه در عرصه نوازندگی هم کمتر نوازندهای متبحری داریم که توانسته باشد، قطعهای را تولید کند. اکثر آهنگها و نتهای اجرایی نوازندهها مشقنویسی از قطعاتی است که به نام کسان دیگر در حافظه شنیداری بشر ثبت شده است. البته گاه مقلدهای بسیار خوبی هم هستند. اینقدر که شاید از اصل اثر هم بهتر بنوازند. واینکه چرا بهترین نوازندههای ما در همین حد مشقنویسی میمانند. به نظر من یکی از دلایلش علاقه وافر جمعی به قطعاتی است که اصطلاحا به آن «با کلام» می گویند و برای همین است که آخرین میدان عرض اندام در موسیقی هرمزگان خوانندگی است وخوانندگی که انگار سادهترین ماموریت موزیسینهای هرمزگانی هم است. هر نوازندهای تلاش خود را میکند که قطعهای به نام خود ثبت کند. تا مبادا از غافله خوانندگان تک قطعه جا مانده باشد. در حالی که در تمام دنیا این موسیقی بی کلام است که حرف اول را میزند.

فاضل پیش
- اینهایی که گفتهام دغدغه این روزهای من است و شاید ربطی به قطعه ی «گل وصل» فاضل پیش و نگرانی من از این که او یکی از نوازندههای خوب استان است (که ممکن است خواننده خوبی نشود!) نداشته باشد. چرا که من این قطعه را بسیار دوست دارم. فاضل پیش را تا پیش از این در کسوت نوازندهای قوی میشناختم . تا همین چند ماه پیش که قطعه گل وصل با ترانه ابراهیم منصفی(رامی) و آهنگ و تنظیم وخوانندگی فاضل پیش را شنیدم. همان لحظه که بنراش و اسم پیش را به عنوان خواننده دیدم شستم خبر دار شد که «پیش» هم کم کم دارد از طیف نوازندگان به نوازندگان خواننده اضافه میشود. که چندان برایم خوشایند نبود.اما گل وصل قطعهای بود که نتوانستم به سادگی از آن بگذرم. این قطعه چیز دیگری بود در میان بازار پر رونق این روزها.
- جنس صدای فاضل پیش بم است و با اینکه تا به حال با او گفتوگویی نداشتهام میتوانم حدس بزنم که لهجه بسیار غلیظ بومی باید داشته باشد. ترانه گل وصل از ترانههای بستکی منصفی است که عجیب با جنس صدای فاضل همخوانی دارد جدایی از آن آهنگ و تنظیم فوقالعاده این اثر است که حاصل کار انفرادی پیش است. حال و هوایی عجیبی به این قطعه داده که در «رامیخوانی» نه تنها یک تجربه بلکه یک قطعه خاص است. نمیدانم قبل از او کسی این ترانه را خوانده است یا نه، اما میدانم که اینقدر این قطعه برای من ارزشمند است که همیشه ترانه گل وصل را با قطعهی فاضل پیش در ذهنم بازخوانی خواهم کرد و دوست خواهم داشت.
نکته: البته باید بگویم به نظر من این از محدود دفعاتی است که خوانندگی فاضل پیش تحسین برانگیز است و این بر میگردد به هارمونی و جنس صدای پیش که برای هر کلامی مناسب نیست. این را پس از شنیدن قطعه تازه «بهانه» از او لازم دیدم که بگویم.
پینوشت: «رامیخوانی» اصطلاحی است که ابداع سیاورشن است. اصطلاحی که موسیقی هرمزگان در چند دهه اخیر نیاز مبرمی به آن داشت.
فاطمه زارع
نوشته شده در موسیقی, نقد, یادداشتهای مهمان |
6 دیدگاه »
4 ژوئن 2011
- جشنواره عودنوازی خلیج فارس در روزهای 7 و 8 خرداد ماه در فرهنگسرای طوبی و به کوشش «فرهاد محمدی» -نوازنده عود و پیانو- و با حضور «مجید ناظمپور«برگزار گردید. در این جشنواره ناظمپور تاریخچهای از ساز عود بیان کرد و به معرفی کوتاهی از مکاتب عودنوازی در دنیا پرداخت. در بخشی از برنامه «علی رادمهر» ریتمهای متداول در نقاط مختلف استان هرمزگان را معرفی کرد و سپس چند نوازنده عود از استان هرمزگان توانایی خود را در نوازندگی این ساز به نمایش گذاردند که از بین همه «مرتضی کریمی» نظر ناظم پور را به شدت جلب کرده بود!

مجید ناظمپور
- عود یکی از سازهای ملودی موسیقی هرمزگان است. شاید عود در هیچ جای ایران اینقدر محبوبیت نداشته باشد. اگر همه چیز سر جایش باشد بهترین نوازندههای عود را باید بتوان در هرمزگان یافت. چنان که ناظمپور هم میگفت: حضور من در اینجا مثل زیره به کرمان بردن است! اما جدای از تعارف ناظم پور ما باید بررسی کنیم که چرا چنین نیست؟ چرا ما بهترینهای عود را در هرمزگان نداریم؟ چرا نوازنده خوب کم داریم؟

مرتضی کریمی
- ضعف عمده نوازندههای ما [بیشترشان] نداشتن شناخت مناسب از سازشان است. جدای از عدم آشنایی علمی، به لحاظ فرهنگی هم با ساز خود بیگانهاند. با تاریخچهی سازشان بیگانهاند. مطالعه ندارند. منظورم از مطالعه تنها خواندن مکتوبات نیست. گوش کردن به موسیقی ملل، آشنایی با فرمهای نوازندگی ساز تخصصی، ارتباط با مردم، خوب دیدن و خوب شنیدن مردم و… این ضعفهاست که به نظر من باعث شده حتی اگر ما نوازندهی چیره دستی هم داشته باشیم؛ اما اثری فاخر از او نبینیم و نشنویم.
- بسیاری از نوازندگان ساز عود حتی شکل دست گرفتن ساز را نمیدانند. انگشت گذاری مناسبی ندارند. مضرابشان گوشخراش است و…
- برای رفع این ضعفها رسانهها و انجمنهای دولتی و مردمی باید به فکر بیفتند. یک نمونهاش همین کار خوبی است که فرهاد محمدی انجام داده است. زمین هرمزگان حاصلخیزترین زمین برای موسیقی است.
- در همین باره: گزارش شب اول و دوم / مجید ناظمپور: هرمزگان میتواند به قطب عودنوازی دنیا تبدیل شود.
نوشته شده در موسیقی, نقد |
4 دیدگاه »
دیدگاههای تازهی خوانندگان