قطعهی گل وصل “فاضل پیش” را دوست دارم. و این پیش درآمد آن چیزی است که میخواهم در این یادداشت به آن بپردازم. موسیقی جز ذات طبیعی هرمزگان است. مثل دریا که چون طبیعت است. بدون دخالت و نیاز به عنصر بیرونی زیست خود را دارد. ماهی کوچک دارد برای خوراک ماهی بزرگ، جلبک دارد برای ماهی کوچک، باد دارد برای کشتی. موسیقی هم چنین وضعیتی را دارد برای هرمزگان. و کمتر هنری است که این امتیاز را داشته باشد. آواهای خوب دارد. سازهای خوب دارد. نوازنده خوب دارد. ترانهسرای خوب دارد. خواننده خوب هم دارد. وهمه اینها نتیجه تجربهی شخصی هنرمند و ذات طبیعی موسیقی در هرمزگان است. والبته این «خوب» شاید به مرتبه «بی نظیر» هم برسد در سطح بالاتر وقتی به موسیقی محلی این سرزمین و سازها و آوا های منحصر به فردش بیاندیشی.
اما روی صحبت من با موسیقی امروز و پاپ استان است که من آن را موسیقی بازاری میدانم موسیقی که خیلی راحت, لوکس و سریع آماده و عرضه میشود و رقابت آنقدر بالا و بازار پر رونق است که هر روز که از خواب بیداری میشوی قطعه تازه و نام تازهی به لیست خوانندگان تک قطعه وتک بیت اضافه میشود. قطعاتی که متاسفانه در مقام موسیقایی هیچ چیز تازهای در بیشتر اوقات ندارند. هر قطعه مثل درست کردن یک پازل با تکههای واحد است. شاید در وهله اول به دلت بنشیند اما خوب که دقت میکنی، میبینی هر تکهاش از جایی میآید که آشناست جنس صدا، موسیقی و تنظیم را که کنار هم میگذاری تازه میفهمی چه مشق خوبی از کار در آمده این قطعه به اصطلاح تازه! و انگار همه بر اساس فرمول مشخصی قطعهی خودشان را آماده میکند. که به قول نیمای بزرگ» کاری که هر کسی بکند دیگر هنر نیست». و شاید بتوان اسم آن را صنعت گذاشت (صنعت قطعه موسیقی سازی!)
متاسفانه در عرصه نوازندگی هم کمتر نوازندهای متبحری داریم که توانسته باشد، قطعهای را تولید کند. اکثر آهنگها و نتهای اجرایی نوازندهها مشقنویسی از قطعاتی است که به نام کسان دیگر در حافظه شنیداری بشر ثبت شده است. البته گاه مقلدهای بسیار خوبی هم هستند. اینقدر که شاید از اصل اثر هم بهتر بنوازند. واینکه چرا بهترین نوازندههای ما در همین حد مشقنویسی میمانند. به نظر من یکی از دلایلش علاقه وافر جمعی به قطعاتی است که اصطلاحا به آن «با کلام» می گویند و برای همین است که آخرین میدان عرض اندام در موسیقی هرمزگان خوانندگی است وخوانندگی که انگار سادهترین ماموریت موزیسینهای هرمزگانی هم است. هر نوازندهای تلاش خود را میکند که قطعهای به نام خود ثبت کند. تا مبادا از غافله خوانندگان تک قطعه جا مانده باشد. در حالی که در تمام دنیا این موسیقی بی کلام است که حرف اول را میزند.
فاضل پیش
اینهایی که گفتهام دغدغه این روزهای من است و شاید ربطی به قطعه ی «گل وصل» فاضل پیش و نگرانی من از این که او یکی از نوازندههای خوب استان است (که ممکن است خواننده خوبی نشود!) نداشته باشد. چرا که من این قطعه را بسیار دوست دارم. فاضل پیش را تا پیش از این در کسوت نوازندهای قوی میشناختم . تا همین چند ماه پیش که قطعه گل وصل با ترانه ابراهیم منصفی(رامی) و آهنگ و تنظیم وخوانندگی فاضل پیش را شنیدم. همان لحظه که بنراش و اسم پیش را به عنوان خواننده دیدم شستم خبر دار شد که «پیش» هم کم کم دارد از طیف نوازندگان به نوازندگان خواننده اضافه میشود. که چندان برایم خوشایند نبود.اما گل وصل قطعهای بود که نتوانستم به سادگی از آن بگذرم. این قطعه چیز دیگری بود در میان بازار پر رونق این روزها.
جنس صدای فاضل پیش بم است و با اینکه تا به حال با او گفتوگویی نداشتهام میتوانم حدس بزنم که لهجه بسیار غلیظ بومی باید داشته باشد. ترانه گل وصل از ترانههای بستکی منصفی است که عجیب با جنس صدای فاضل همخوانی دارد جدایی از آن آهنگ و تنظیم فوقالعاده این اثر است که حاصل کار انفرادی پیش است. حال و هوایی عجیبی به این قطعه داده که در «رامیخوانی» نه تنها یک تجربه بلکه یک قطعه خاص است. نمیدانم قبل از او کسی این ترانه را خوانده است یا نه، اما میدانم که اینقدر این قطعه برای من ارزشمند است که همیشه ترانه گل وصل را با قطعهی فاضل پیش در ذهنم بازخوانی خواهم کرد و دوست خواهم داشت.
نکته: البته باید بگویم به نظر من این از محدود دفعاتی است که خوانندگی فاضل پیش تحسین برانگیز است و این بر میگردد به هارمونی و جنس صدای پیش که برای هر کلامی مناسب نیست. این را پس از شنیدن قطعه تازه «بهانه» از او لازم دیدم که بگویم.
پینوشت: «رامیخوانی» اصطلاحی است که ابداع سیاورشن است. اصطلاحی که موسیقی هرمزگان در چند دهه اخیر نیاز مبرمی به آن داشت.
جشنواره عودنوازی خلیج فارس در روزهای 7 و 8 خرداد ماه در فرهنگسرای طوبی و به کوشش «فرهاد محمدی» -نوازنده عود و پیانو- و با حضور «مجید ناظمپور«برگزار گردید. در این جشنواره ناظمپور تاریخچهای از ساز عود بیان کرد و به معرفی کوتاهی از مکاتب عودنوازی در دنیا پرداخت. در بخشی از برنامه «علی رادمهر» ریتمهای متداول در نقاط مختلف استان هرمزگان را معرفی کرد و سپس چند نوازنده عود از استان هرمزگان توانایی خود را در نوازندگی این ساز به نمایش گذاردند که از بین همه «مرتضی کریمی» نظر ناظم پور را به شدت جلب کرده بود!
مجید ناظمپور
عود یکی از سازهای ملودی موسیقی هرمزگان است. شاید عود در هیچ جای ایران اینقدر محبوبیت نداشته باشد. اگر همه چیز سر جایش باشد بهترین نوازندههای عود را باید بتوان در هرمزگان یافت. چنان که ناظمپور هم میگفت: حضور من در اینجا مثل زیره به کرمان بردن است! اما جدای از تعارف ناظم پور ما باید بررسی کنیم که چرا چنین نیست؟ چرا ما بهترینهای عود را در هرمزگان نداریم؟ چرا نوازنده خوب کم داریم؟
مرتضی کریمی
ضعف عمده نوازندههای ما [بیشترشان] نداشتن شناخت مناسب از سازشان است. جدای از عدم آشنایی علمی، به لحاظ فرهنگی هم با ساز خود بیگانهاند. با تاریخچهی سازشان بیگانهاند. مطالعه ندارند. منظورم از مطالعه تنها خواندن مکتوبات نیست. گوش کردن به موسیقی ملل، آشنایی با فرمهای نوازندگی ساز تخصصی، ارتباط با مردم، خوب دیدن و خوب شنیدن مردم و… این ضعفهاست که به نظر من باعث شده حتی اگر ما نوازندهی چیره دستی هم داشته باشیم؛ اما اثری فاخر از او نبینیم و نشنویم.
بسیاری از نوازندگان ساز عود حتی شکل دست گرفتن ساز را نمیدانند. انگشت گذاری مناسبی ندارند. مضرابشان گوشخراش است و…
برای رفع این ضعفها رسانهها و انجمنهای دولتی و مردمی باید به فکر بیفتند. یک نمونهاش همین کار خوبی است که فرهاد محمدی انجام داده است. زمین هرمزگان حاصلخیزترین زمین برای موسیقی است.
موسیقی هرمزگان (و احتمالا ایران) در مقطعی بیشترین رشد و درخشش و بالندگی را داشته که یا کاملا آزاد بوده و یا مطلقا ممنوع. بدترین حالت برای موسیقی ما بلاتکلیفی است. حالی که اگر به درازا بکشد سرنوشت نامعلومی برای گنجینهی موسیقیایی ما به همراه خواهد داشت.
بسیاری از گروههای شرکت کننده در جشنواره اخیر موسیقی آئینی و محلی هرمزگان؛ بلاتکلیف بودند. موسیقیشان بلاتکلیف بود. نمیدانستند برای چه فراخوانده شدهاند؟ باید چه بنوازند؟ کار به جایی رسیده بود که نوازندهی سُرنای یکی از روستاها به جای نغمههای اصیل و دلنواز خودش ملودی «این بانگ آزادی کز …» را مینواخت. از بد حادثه خوب هم مینواخت و زیبا هم بود. اما پس موسیقی خودش چه میشود و کجا باید ثبت و اجرا شود؟
گروه موسیقی جزیره هرموز
نمیدانم چه اصراری است وقتی یک کار خوب انجام میشود با رنگ و لعاب غیر واقعی سعی در… دقت کنید هر جشنواره یا حرکتی انجام میشود، پیشوندِ «نخستین»؛ «اولین»، «گندهترین» و غیره را به آن اضافه میکنند. همین جشنواره موسیقی آئینی هرمزگان مگر اولین جشنواره از این نوع موسیقیها بوده؟ چطور یک مدیر با افتخار میآید و عنوان میکند «نخستین جشنواره موسیقی آئینی» برگزار شده است؟ پس سالهای قبل مدیریت شما در این حوزه چطور گذشته است؟ هر چند اگر اینها فراموش کردهاند این جشنوارهها را ما به واسطه عشقمان به موزیک آن را در ذهن داریم. بیایید صادقانه کار کنیم. مردم قدر کار صادقانه را بیشتر میدانند. لذتاش هم؛ هم برای ما و هم شما بیشتر است. (شاید دفعات گذشته آئینی را آیینی نوشته باشند دقیق به خاطر نمیآورم!)
داوران این جشنواره استادان: احمدتوحدی(نوازنده درامز) + علی رادمهر(نوازنده عود) + سهراب حسنیپور(نوازنده ترومپت؟) + علی رضایی (پژوهشگر) + علی امینی (نوازنده گیتار کلاسیک) نکته جالب اینجاست که جز علی رادمهر باقی اساتید به شکل عملی در حوزه موسیقی آیینی و محلی کار نکردهاند و جالبتر اینجاست که از علی رادمهر در خبرگزاریها و بیانیههای منتشر شده هیات داوران نامی برده نشده است! [لینک]
برگزیدهگان جشنواره: (طبق قرائت مجری برنامه در همان لحظه و نه اخبار متفاوت منتشر شده در خبرگزاریها) در بخش آیینی: تقدیر ویژه هیات داوران: گروه زار از بندرلنگه به سرپرستی محمد پرخو. در بخش موسیقی حماسی و مقاومت: تقدیر ویزه هیات داوران از گروه هنری بندر کنگ به سرپرستی محمد راشدی. در بخش آزاد و رقابتی: مقام سوم به طور مشترک به محمد نوازنده از بندرجاسک و حسین فیروزی از میناب. مقام دوم به طور مشترک به محمد صدیق کمالی از قشم و گروه آنامیس از میناب مقام اول: گروه نغمه هرمزگان به سرپرستی سلیمان ایرانمنش! جايزه ويژه هيات داوران به خاطر حفظ و اشاعه فرهنگ و آيين بومي هرمزگان به گروه ليوای جزيره هرمز به سرپرستي مهدی سلامتی
جدای از نتایج اعلام شده من از اجرای گروه نوازی از بندر جاسک؛ گروه زار از بندرلنگه و گروه آنامیش میناب و بیشتر از همه از اجراهای گروه موسیقی جزیره هرموز لذت بردم. درباره گروه نغمه به زودی یادداشتی مینویسم.
نخستین جشنواره تخصصی ساز عود (بربت) هفتم و هشتم خردادماه در بندرعباس به اجرا در خواهد آمد که فرهاد محمدی مسئولیت دبیری آن را بر عهده خواهد داشت.
در این جشنواره هنرمندانی از نقاط مختلف استان هرمزگان شامل بندرعباس – بندرلنگه – بندرکنگ – بندرخمیر – جزیره قشم – میناب و … به نوازندگی ساز عود خواهند پرداخت و در حاشیه آن نمایشگاه کارگاه عودسازی دو تن از اساتید عود سازی هرمزگان جناب آقای محمدرفیع اشعری قشمی و مسعود شجاعی برگزار خواهد شد که به سوالات علاقمندان پاسخ خواهند داد.
لازم به ذکر است که استاد مجید ناظمپور به عنوان میهمان ویژه علاوه بر نوازندگی به تحلیل تاریخ ساز عود و مکاتب عود نوازی دنیا خواهد پرداخت و همچنین استاد رادمهر از بندرخمیر نواها و شیوههای مختلف عودنوازی قدیم استان هرمزگان را تشریح خواهد کرد.
دیروز جشنواره آیینی موسیقی هرمزگان با اعلام نتایج به پایان رسید. باید خسته نباشید بگویم به برگزارکنندگان و گروههای موسیقی که با مشکلاتی که هست هنوز زندهاند. جشنواره خوبی بود اجراهای خوبی دیدیم و لذت بردیم. تنها ایرادی که می توان گرفت نتایج عجیب آن بود.
گروه موسیقی جزیره هرموز
گروه نغمه بندرعباس
گروه نغمه که به نظر من و دیگر دوستان بی طرفی که کارها را دیدند یکی از ضعیفترین گروههای جشنواره بود. اول شد و گروه هرموز که همه توقع داشتند اول شود فقط مورد تقدیر قرار گرفت… بگذریم… این چند خطی که من نوشتهام را نادیده بگیرید و این دو قطعه ویدئو که از گروه نغمه و گروه موسیقی جزیره هرموز گذاشتهام را ببینید و قضاوت کنید. این دو قطعه ویدئو را بدون هیچ ویرایش و برشی از دو دقیقهی ابتدای اجرای هر دو گروه برایتان گذاشتهام. اگر سرعت اینترنتتان پایین است و نمیتوانید ویدئو را ببینید از روی عکس هم میتوانید قضاوت کنید با اندکی تیزبینی!
به نظر شما چه شخصیتهایی در موسیقی بندرعباس و هرمزگان تاثیرگذار بودهاند و چرا؟
من اینگونه پاسخ دادم که: نصرک. ابراهیم منصفی. علی حبیب زاده. گروه کارلوس. ناصر عبداللهی. و اما مهمتر اینکه چرا این آدمها تاثیرگذار بودند: از نصرک اطلاعات زیادی در دست نیست اما میشود چیزهایی را از آثارش فهمید. اینکه لابد با موسیقی دوران خودش آشنایی خوبی داشته، حافظه قوی، استعداد ذاتی و… اما در مورد باقی افرادی که نام بردم روشنتر میشود حرف زد و نکتههای مشترکی پیدا کرد. 1)هر چهار نفر (با در نظر گرفتن لیدر گروه لیوا و همچنین اعضای آن) اهل مطالعه بودهاند…2) ساختار شکن بودهاند و هیچ کدام مقید به راههای گذشته نبودهاند…جسور بودهاند… با اعتماد به نفس بالا 3) موسیقی اصیل هرمزگان و خودشان را خوب می شناختهاند.4) موسیقی در ذات آنها وجود داشته…مستعد بودهاند…حتی بدون اینکه آموزش ببینند. (فعلا اینها به ذهنم آمد)
دیدگاههای تازهی خوانندگان